واکاوی وضعیت موجود
بایسته های توسعه پایدار در شهرستان گناباد

بحث توسعه در شهرستان گناباد هر از چندگاهی در بین جامعه نخبگانی شهرستان گناباد مطرح میشود ، اما بررسیها نشان میدهد که تا کنون افق روشنی برای توسعه شهرستان ارائه نشده است .

tosea paydar

 

 

توسعه همه جانبه و پایدار ، فرایندی است که در قالب کلیشه های ذهنی اشخاص نمی کنجد و برای دستیابی به اهداف توسعه ای ( در هر مقیاسی ) برنامه راهبردی ( استراتژی توسعه )  تهیه کرد  و بر اساس اسناد کلان ملی و شرایط اجتماعی و اقتصادی ، سیاسی و فرهنگی بومی ، پروتکل اجرایی نوشت .

 

بحث ما در این یادداشت بررسی وضعیت بومی ( شهرستان گناباد ) است . بنظر میرسد علیرغم تمام مباحث و تلاشهایی که از سوی مسئولان صورت گرفته است ، اما سند راهبردی توسعه این شهرستان یا تهیه نشده است و یا اگر هم تهیه شده است به مردم اطلاع رسانی نشده است .

 

* هنوز مشخص نیست که استراتژی توسعه شهرستان کدامیک از بخشهای صنعت ، معدن ، کشاورزی ، گردشگری و یا خدمات است .

 

هنوز در بخشهای فوق ( بر اساس اطلاعات علمی معتبر و آمایش سرزمین ) مشخص نشده است که کدام بخش ، کدام شهر و کدام روستا چه استعدادی دارد و بطور مثال برای چه نوع کشتی مناسب است ؟ چه صنعتی توجیه اقتصادی دارد ؟

 

هنوز نمیدانیم پتانسیلهای گردشگری ما چیست ؟ و اولویت چندم است ؟

 

هنوز محصولات معدنی و کشاورزی را بصورت فله ای و خام میفروشیم

 

هنوز طرح اگو ( مدیریت فاضلابهای شهری ) را اجرایی نکرده ایم

 

هنوز میلیاردها لیتر آب شیرین را تحت عنوان کشاورزی ( سنتی ) هدر میدهیم

 

هنوز شدت مهاجرت این شهرستان ، از پیرامون به مرکز بسیار بالاست

 

هنوز از نظر جمعیت کهنسالان در کشور رتبه تک رقمی داریم ( بدلیل مهاجرت جوانان و فرار سرمایه از شهرستان )

 

هنوز در حوزه برند سازی در جا میزنیم .

( مدتی پیش این بحث را در جمع عده ای از مدیران مرتبط حوزه صنعت و بازرگانی مطرح کردم و با عکس العمل جالب یکی از مسئولان مواجه شدم ) ایشان با بیان اینکه مثلا فلان کارخانه در گناباد فلان جنس را تولید میکند و برند است به دفاع از برندهای موجود شهرستان پرداخت !

 

در همان جمع هم گفتم و در اینجا هم مجددا طرح موضوع میکنم : منظور از برند آن چیزی است که مردم بدلیل کیفیت یا قیمت یا منحصر به فرد بودن مجبور به طی مسافت و صرف هزینه باشند تا بتوانند آنرا بدست بیاورند . بطور مثال آبنبات در همه ایران و از جمله گناباد تولید میشود ولی آبنبات بجنورد برند است ، در همه نقاط ایران حلوا تهیه میشود ولی حلوای اردبیل برند است . در همه ایران گز تولید میشود ولی گز اصفهان برند است و هزاران از این موارد .

 

هنوز هم مسئولان ما سلیقه ای عمل میکنند بصورتی که یک نماینده یا فرماندار اولویت اول را توسعه اقتصادی میداند ، دیگری بحث توسعه آموزش عالی را در دستور کار قرار میدهد و دیگری مبحث توسعه روستایی را هدف میگیرد و آن دیگری رشد محدوده داخل شهر گناباد را اولویت اول میداند ، فارغ از آنکه رشد ناموزون یک قسمت از شهرستان به مثابه خلق یک موجود ناقص الخلقه است که مثلا سر یا تنه اش بسیار رشد کرده است ولی سایر اندامها رشد کافی نداشته اند .

همه اینها بدلیل نبود همان سند علمی توسعه همه جانبه است که باید همگان خود را ملزم به اجرای دقیق آن بدانند

 

و اما بحث اساسی دوم ، اقدام برای یکپارچه سازی اجتماعی است .

 

مادامی که دعواهای حیدری نعمتی در جامعه وجود داشته باشد و گناباد ( شامل تمام شهرها ، بخش ها ، دهستانها ، دهات و مناطق داخل و حاشیه مرکز شهرستان ) را بعنوان گناباد واحد نپذیریم ، امکان توسعه وجود نخواهد داشت . بنابراین ایجاد و تقویت همگرایی و ایجاد یک اتاق فکر قوی شامل نمایندگانی از همه نقاط شهرستان و نمایندگانی از جامعه دانشگاهی و گناباد دوستان باید در دستور کار باشد .

 

امید است مسئولان و البته جامعه دانشگاهی و نخبگانی شهرستان در این جهت گام بردارند و اگر گامهایی برداشته شده است به مردم اطلاع رسانی نمایند .

 

رضا مقیمی کاخکی آبان ماه 1399

نظرات   

 
0 # رضا هاشمیان 1399-08-02 21:53
باعرض سلام وتشکر از شما جناب آقای مقیمی ودغدغه ای که جهت آبادی شهرستان گناباد دارید به نظر من خوبه که هر شخص از هر ده ویا منطقه ای که هست در جهت رشد و پیشرفت صرف همان نقطه تلاش می کنه حال در هر پست وموقعیتی که داره و دوست داشته باشه که کار کند ولی بنده در این چند سالی که در شورای اسلامی روستای شیرازآباد خدمت می کنم مواردی را فرا گرفتم که خیلی ها فقط به پیشرفت و توسعه زادگاه خودشون فکر می کنند و به آبادی جمعی توجه نمی کنند وجلوی آن ایستادگی می کنند واز هر گونه سنگ اندازی نیز دریغ نمی کنند وچوب لای چرخ توسعه آن منطقه می گذارند که چرا اونجا رشد کند.

جناب آقای دکتر مهدی زاده حرف قشنگی می زد که می گفت که من خیلی از کارها را چراغ خاموش انجام دادم وگاها مردم هم متوجه نشدند وسختی ومشکلات امتیازاتی که برای شهرستان می گرفتیم ، بعدش خستگی از تنمون رفع می کرد. و دیگری باید از نیروهای جوان در کنار پیشکسوتان در هر مسئولیتی چه در روستاها از جمله دهیار و شورا وچه سطح شهرستان استفاده کرد ونفسی تازه به چرخ توسعه وارد نمود که این امر به خوبی در کشور انجام نمی شود.

ودربالا جنابعالی خاطره ای را از خرید شیر آلات در مشهد و اون گروه ۲۲۰۰۰هزار نفری فرمودید ومن‌ هم خاطره ای رااز چندین سال پیش که در آموزش و پرورش مشهد مشغول خدمت بودم عرض می کنم که در حسابداری اداره همکاری داشتیم که از بیر جند بود و هر اتومبیلی که می خرید شماره گذاری عوارض شهرداری و پلاکش را در بیرجند انجام می داد وبا شوخی به وی گفتم که این همه وابستگی وعرق ناسیونالیستی نسبت به زادگاه خودتون دارید بروید و صندوق صدقه خودتون رو هم اونجا بده خنده ای کرد وگفت از کجا معلوم شاید اونجا میدم و اینجا برای من خیلی جالب بود که اونها اونجوری هستند و گاها ما در شهرستان خودمون به این طریق عمل نمی کنیم وبرای کلاسش در مشهد ویا تهران پلاک می کنیم و هوای نیروهای بومی خودمون رو هم نداریم وبهایی نمی دیم وبهترین مسئولیت ها و نیروهای ارزشمند گنابادی را در بیرون از شهرستان در جاهای دیگر داریم.
پاسخ | پاسخ با نقل قول | نقل قول
 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی