زعفرانکاران به خاک سیاه نشسته اند / مسئولان به داد مردم برسند

زعفرانکاران به خاک سیاه نشسته اند / مسئولان به داد مردم برسند

علیرغم افزایش شدید نرخ ارز و هزینه های کاشت

...

بایسته های توسعه پایدار در شهرستان گناباد

بایسته های توسعه پایدار در شهرستان گناباد

بحث توسعه در شهرستان گناباد هر از چندگاهی در

...

کرم سرشاخه خوار ، چیستی و چرایی

کرم سرشاخه خوار ، چیستی و چرایی

سالهاست که آفت کرم سرشاخه خوار بلای جان

...

بانکها با پول مردم چه میکنند ؟

بانکها با پول مردم چه میکنند ؟

نظام بانکداری در دنیا با هدف جمع آوری سرمایه

...

  • زعفرانکاران به خاک سیاه نشسته اند / مسئولان به داد مردم برسند

    زعفرانکاران به خاک سیاه نشسته اند / مسئولان به...

  • بایسته های توسعه پایدار در شهرستان گناباد

    بایسته های توسعه پایدار در شهرستان گناباد

  • کرم سرشاخه خوار ، چیستی و چرایی

    کرم سرشاخه خوار ، چیستی و چرایی

  • بانکها با پول مردم چه میکنند ؟

    بانکها با پول مردم چه میکنند ؟

  • کشف پناهگاه زیرزمینی در گناباد

    کشف پناهگاه زیرزمینی در گناباد

آمار بازدید

6240277
امروز
دیروز
این هفته
ماه قبل
بازدید کل
1352173
0
1352173
0
6240277

امروز: سه شنبه، 28 دی 1400

خبر نامه

 

حوادت روز

گاو شيرده عمو حسين /از خاطرات مش قلندر قلمي شد

عمو حسين گاو شيرده بزرگي داشت . او گاوش را خيلي دوست مي داشت . گاوش هم او را خيلي خيلي دوست مي داشت !

 cow

 

گاو عمو حسين هر روز صبح ميگفت : " ما " " ما " و عمو حسين مقداري كاه خشك به طويله مي برد ولي گاو باز هم ميگفت : " ما" " ما" .

 

عمو حسين در جوابش مي گفت : كوفتت بشود ، ميداني همين ها را چند خريده ام ؟ گاو كه ميدانست ديگر نبايد " ما" " ما " كند ، ناچار كاه خشك را ميخورد و بعدش هم آب ميخورد .

 

عمو حسين به زوجه اش ميگفت : زود سطل را بياور تا شيرش را بدوشم و بعد شير گاو را مي دوشيد و در دبه بزرگي مي ريخت و به بازار مي برد . او درهم ثمن شير را مي گرفت و يك راست مي رفت سراغ بانك و به حسابهاي بلند مدتش مي ريخت .

 

روزي سكينه زوجه اش گفت : آخر مرد كمي هم از اين شير در خانه بگذار تا بدهم بچه ها بخورند و عمو حسين هم فورا گفت : كوفتي بخورند ، اين شكم صاحب مرده راميشود با تافتون خالي هم سير كرد .

 

روز ديگري كه نزديك نوروز بود ، سكينه به عمو حسين گفت: بچه ها گيوه ندارند درهمي بده تا برايشان كلاهي نمدين و گيوه اي و قباي كرباس بخرم .

 

عمو حسين گفت : درهم اگر يافتي ، سلام مرا هم برسان ! هرچه درهم داشتم كاه خريدم و اينك مفلس بيچاره اي  بيش نيستم . اين بگذشت تا عمو حسين را قلنجي سخت عارض شد و طبيبان هرچه مداوا كردند ، علاج نتوانستند كرد .

 

دست بر قضا سحرگاهي از خانه عمو حسين شيون برخاست و همگان به سراي او رفتند و ديدند جان به جان آفرين تسليم كرده است .

 

چند صباحي كه بگذشت ، بزرگان قوم گرد هم آمدند تا دخل و خرج عزا حساب كنند تا نوبت به بانك رسيد و كاشف بعمل آمد كه در چندين حساب مرحوم عمو حسين درهم و دينار آنچنان فراوان است كه خرجي چند سال تمام ساكنان ده را ميتوان داد .

 

سكينه كه از اين خبر در پوستش نمي گنجيد نتوانست خوشحالي را پنهان كند و قهقهه اي سر بداد كه حضار جا خوردند و بر اين عمل نا بهنگام او را به تمسخر گرفتند و شماتت كردند .

 

باري بعد از سالياني كه بگذشت ، ديگر نه گاو عمو حسين از گرسنگي بانگ بر ميداشت و نه كودكان عمو حسين را گيوه راضي ميكرد .

 

در همها بخوردند و شادمان بودند كه كاش عمو حسين سالها پيش مرده بود !

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تغییر کد امنیتی

 

نظر سنجی

آيا با تحريم سفر حج عمره به عربستان موافقيد ؟

آري - 94.1%
خير - 5.9%

كل آرا: 102
اين نظرسنجي به پايان رسيده است on: 08 می 2015 - 00:00

آخرین اخبار

به روایت لینک